شعر معروف محتشم کاشانی درباره امام حسین(ع)
اشعار سنایی درباره امام علی(ع)
ای امیرالمومنین ای شمع دین ای بوالحسن
ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن
ای به تیغ تیز رستاخیز کرده روز جنگ
وی به نوک نیزه کرده شمع فرعونان لگن
از برای دین حق آباد کرده شرق و غرب
کردی از نوک سنانت عالمی را پر سنن
تیغ «الا الله» زدی بر فرق «لا» گویان دین
هر که «لا» میگفت وی را میزدی بر جان و تن
تا جهان خالی نکردی از بتان و بت پرست
تا نکردی لات را شهمات و عزارا حزن
تیغ ننهادی ز دست و درع ننهادی ز پشت
شاد باش ای شاه دینپرور چراغ انجمن
گر نبودی زخم تیغ و تیرت اندر راه دین
دین نپوشیدی لباس ایمنی بر خویشتن
لاجرم اکنون چنان کردی که در هر ساعتی
کافری از جور دین بر خود بدرد پیرهن
مرحبا ای مهتری کز بیم نیغت در جهان
پیش چشم دشمنانت خون همی آید لبن
فرش کفر از روی عالم در نوشتی سر بسر
ناصر دین هدی و قاهر کفر و وثن
کهترانت را سزد گر مهتری دعوی کنند
ای امیر نام گستر وی سوار نیزه زن
هیچ کس را در جهان این مایهٔ مردی نبود
کو به میدان خطر سازد برای دین وطن
راه دین بودست مخوف از ابتدا لیکن به جهد
آن همه مخوف را موقوف کردی در زمن
از برای نصرت دین ساختی هر روز و شب
طبل و منجوق و عراده نیزه و خود و مجن
پای این مردان نداری جامهٔ ایشان مپوش
برگ بیبرگی نداری لاف درویشی مزن
روز حرب از هیبت تیغت بلرزیدی زمین
همچنان کز بیم خصمی تند مردی ممتحن
ذوالفقارت گر بدیدی کرگدن در روز جنگ
کاه گشتی در زمان گر کوه بودی کرگدن
سرکشان را سر بسر نابود کردی در جهان
تختهاشان تخته کردی حلههاشان را کفن
این جلال و این کمال و این جمال و منزلت
نیست کس را در جهان جز مر ترا ای بوالحسن
هر دلی کو مهرت اندر دل ندارد همچو جان
هر دلی کو عشقت اندر جان ندارد مقترن
روی جنات العلی هرگز نبیند بی خلاف
لایزالی ماند اندر نار با گرم و حزن
گر نبودی روی و مویت هم نبودی روز و شب
گر نبودی رنگ و بویت گل نبودی در چمن
چون تو صاحب دولتی هرگز نبودی در جهان
هم نخواهد بود هرگز چون تویی در هیچ فن
اشعار وحشی بافقی درباره امام علی(ع)
تا به روی توشد برابر گل
غنچه بسیار خنده زد بر گل
در گلستان ز مستی شوقت
جامه را چاک زد سراسر گل
بر تنش گشته پیرهن خونین
کز غمت خار کرده بستر گل
پیش روی تو آفتابی زلف
زیر زلف تو سایه پرور گل
چو رخ آتشین برافروزی
از خوی شرم میشود تر گل
ای خطت بر فراز گل سبزه
وی رخت بر سر صنوبر گل
سوی باغ آ که سبزه نو برخاست
رست از شاخههای نو پر گل
زیر پا سبزه فرش زنگاریست
بر زبر چتر سایه گستر گل
تا کشد بیخبر هزاران را
زیر دامان گرفته خنجر گل
غنچه تا لب نبندد از خنده
ریختش زعفران به ساغر گل
نیست شبنم که بهر زینت دوخت
بر کنار کلاه گوهر گل
اثر بخت سبز بین که نمود
شهر سبز چمن مسخر گل
سایه بان هر طرف سلیمان وار
زد ز بال هزار بر سر گل
تا رود خیل سبزه را بر سر
باد را می کند تکاور گل
هست قائم مقام آتش طور
بر فراز نهال اخضر گل
پی نقاشی سراچه باغ
دارد اندر صدف معصفر گل
بسته یک بند کهربا به میان
در چمن شد مگر قلندر گل
گشت یکدل به غنچه تا بگشود
خانهٔ گنج باغ را در گل
غنچه را جام جم فتاد به دست
یافت آیینهٔ سکندر گل
کرده اوراق سرخ دفتر خویش
سبز کردهست جلد دفتر گل
از کششهای قطرهٔ شبنم
بر ورقها کشیده مسطر گل
تا کند حرفهای رنگین درج
بر وی از مدح آل حیدر گل
شاه دین مرتضا علی که شدش
به هزاران زبان ثنا گر گل
بسکه در دشت خیبر از تیغش
رست از گل ز خون کافر گل
گر خزان ریاض دهر شود
نشود کم ز دشت خیبر گل
در کفش از غبار اشهب او
مشگ دارد بنفشه عنبر گل
در بغل از خزانهٔ کف او
یاسمین سیم دارد و زر گل
باد قهرش اگر بر آن باشد
ندمد تا به حشر دیگر گل
ور شود فیض او بر این ماند
تازه تا صبحگاه محشر گل
بود از رشح جام احسانش
که به این رنگ گشت احمر گل
باشد از یاد عطر اخلاقش
که بر اینگونه شد معطر گل
خلق او هست غنچهای که از او
زیر دامان نهاد مجمر گل
در ازل بسته است قدرت او
اندر این شیشهٔ مدور گل
گر نهد در ریاض لطفش پای
دمد از ناخن غضنفر گل
حرز خود گر نساختی نامش
کی شدی بر خلیل آذر گل
ای که باغ علو قدرت را
چرخ نیلوفر است و اختر گل
دم ز لطفت اگر خطیب زند
دمد از چوب خشک منبر گل
گر دهندش ز باغ قهرت آب
بردمد همچو خار نشتر گل
گر اشارت کنی که در گلشن
نبود رو گشاده دیگر گل
پیچد از بیم شحنهٔ غضبت
غنچه سان خویش را به چادر گل
گر نسیم بهار احسانت
سوی گلزار بگذرد بر گل
گردد از دولت حمایت تو
بر سپاه خزان مظفر گل
باد قهرت اگر به خلد وزد
خرمن آتشی شود هر گل
ور به دوزخ رسد نم لطفت
دود گردد بنفشه اخگر گل
خشک ماند درخت گل برجای
گر بگویی دگر میاور گل
گر به اژدر فسون خلق دمی
آورد بار شاخ اژدر گل
گر نیاید ز جوی لطف تو آب
نخل طبعم کی آورد بر گل
خیز وحشی که در دعا کوشیم
زانکه بسیار شد مکرر گل
تا شود از نتیجهٔ صرصر
پست و با خاک ره برابر گل
باد آزار آه خصم ترا
آنچه دارد ز باد صرصر گل
اشعار کسایی درباره امام علی(ع)
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد ؟
جز شیر خداوند جهان ، حیدر کرّار
این دین هدی را به مثل دایره ای دان
پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر
چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار
**********************************************************************************
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
کآفریدش خالق خلق آفرین از آفرین
ای نواصب ، گر ندانی فضل سرّ ذوالجلال
آیت قربی نگه کن و آن ِ اصحاب الیمین
قل تعالو ندع بر خوان ، ور ندانی گوش دار
لعنت یزدان ببین از نبتهل تا کاذبین
لا فتی الّا علی برخوان و تفسیرش بدان
یا که گفت و یا که داند گفت جز روح الیمین ؟
آن نبی ، وز انبیا کس نی به علم او را نظر
وین ولی ، وز اولیا کس نی به فضل او را قرین
آن چراغ عالم آمد ، وز همه عالم بدیع
وین امام امت آمد ، وز همه امت گزین
آن قوام علم و حکمت چون مبارک پی قوام
وین معین دین و دنیا ، وز منازل بی معین
از متابع گشتن او حور یابی یا بهشت
وز مخالف گشتن او ویل یابی با انین
ای به دست دیو ملعون سال و مه مانده اسیر
تکیه کرده بر گمان ، برگشته از عین الیقین
گر نجات خویش خواهی ، در سفینه نوح شو
چند باشی چون رهی تو بینوای دل رهین
دامن اولاد حیدر گیر و از طوفان مترس
گرد کشتی گیر و بنشان این فزع اندر پسین
گر نیاسایی تو هرگز ، روزه نگشایی به روز ،
وز نماز شب همیدون ریش گردانی جبین ،
بی تولّا بر علی و آل او دوزخ تو راست
خوار و بی تسلیمی از تسنیم و از خلد برین
هر کسی کو دل به نقص مرتضی معیوب کرد
نیست آن کس بر دل پیغمبر مکّی مکین
ای به کرسی بر ، نشسته آیت الکرسی به دست
نیش زنبوران نگه کن پیش خان انگبین
گر به تخت و گاه و کرسی غرّه خواهی گشت ، خیز
سجده کن کرسیگران را در نگارستان چین
سیصد و هفتاد سال از وقت پیغمبر گذشت
سیر شد منبر ز نام و خوی تگسین و تگین
منبری کآلوده گشت از پای مروان و یزید
حق صادق کی شناسد وانِ زین العابدین ؟
مرتضی و آل او با ما چه کردند از جفا
یا چه خلعت یافتیم از معتصم یا مستعین ؟
کان همه مقتول و مسموم اند و مجروح از جهان
وین همه میمون و منصورند امیرالفاسقین
ای کسایی ، هیچ مندیش از نواصب وز عدو
تا چنین گویی مناقب دل چرا داری حزین ؟
شعر مولوی درباره حضرت علی(ع)
گفت پیغامبر علی را کای علی
شیر حقی پهلوان پردلی
لیک بر شیری مکن هم اعتماد
اندر آ در سایهٔ نخل امید
اندر آ در سایهٔ آن عاقلی
کش نداند برد از ره ناقلی
ظل او اندر زمین چون کوه قاف
روح او سیمرغ بس عالیطواف
گر بگویم تا قیامت نعت او
هیچ آن را مقطع و غایت مجو
در بشر روپوش کردست آفتاب
فهم کن والله اعلم بالصواب
یا علی از جملهٔ طاعات راه
بر گزین تو سایهٔ خاص اله
هر کسی در طاعتی بگریختند
خویشتن را مخلصی انگیختند
تو برو در سایهٔ عاقل گریز
تا رهی زان دشمن پنهانستیز
از همه طاعات اینت بهترست
سبق یابی بر هر آن سابق که هست
چون گرفتت پیر هین تسلیم شو
همچو موسی زیر حکم خضر رو
صبر کن بر کار خضری بی نفاق
تا نگوید خضر رو هذا فراق
گرچه کشتی بشکند تو دم مزن
گرچه طفلی را کشد تو مو مکن
دست او را حق چو دست خویش خواند
تا ید الله فوق ایدیهم براند
دست حق میراندش زندهش کند
زنده چه بود جان پایندهش کند
هرکه تنها نادرا این ره برید
هم به عون همت پیران رسید
دست پیر از غایبان کوتاه نیست
دست او جز قبضه الله نیست
غایبان را چون چنین خلعت دهند
حاضران از غایبان لا شک بهاند
غایبان را چون نواله میدهند
پیش مهمان تا چه نعمتها نهند
کو کسی کو پیش شه بندد کمر
تا کسی کو هست بیرون سوی در
چون گزیدی پیر نازکدل مباش
سست و ریزیده چو آب و گل مباش
ور بهر زخمی تو پر کینه شوی
پس کجا بیصیقل آیینه شوی
اشعار سعدی(شاعر بزرگ سنی مذهب)درباره حضرت علی
کسی مشکلی برد پیش علی
مگر مشکلش را کند منجلی
امیر عدو بند مشکل گشای
جوابش بگفت از سر علم و رای
شنیدم که شخصی در آن انجمن
بگفتا چنین نیست یا باالحسن
نرنجید از او حیدر نامجوی
بگفت ارتو دانی از این به بگوی
بگفت آنچه دانست و بایسته گفت
به گل چشمهٔ خور نشاید نهفت
پسندید از او شاه مردان جواب
که من بر خطا بودم او بر صواب
به از من سخن گفت و دانا یکی است
که بالاتر از علم او علم نیست
گر امروز بودی خداوند جاه
نکردی خود از کبر در وی نگاه
بدر کردی از بارگه حاجبش
فرو کوفتندی به ناواجبش
که من بعد بی آبرویی مکن
ادب نیست پیش بزرگان سخن
یکی را که پندار در سر بود
مپندار هرگز که حق بشنود
ز عملش ملال آید از وعظ ننگ
شقایق به باران نروید ز سنگ
گرت در دریای فضل است خیز
به تذکیر در پای درویش ریز
نبینی که از خاک افتاده خوار
بروید گل و بشکفد نوبهار
مریز ای حکیم آستینهای در
چو میبینی از خویشتن خواجه پر
به چشم کسان در نیاید کسی
که از خود بزرگی نماید بسی
مگو تا بگویند شکرت هزار
چو خود گفتی از کس توقع مدار
عید نوروز مبارک

عربی:
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال
پارسی:
ای تغییر دهنده دلها و دیدهها / ای مدبر شب و روز / ای گرداننده سال و حالت ها / بگردان حال ما را به نیکوترین حال.
انگلیسی:
Director of hearts and eyes
Ya mastermind of the Night and Day
Squint your adapter and conditions
About our situation to the best case
چینی:
主任的心和眼睛
雅策划的夜与日
斜视适配器和条件
关于我们的情况,最好的情况
به هر زبانی و هر پوستی و هر رنگی که هستی عیدت مبارک
با تشکر
مدیریت وبلاگ یا علی مدد
سید محمد باقر پوسایی
تخریب چند مسجد در منطقه النعین منامه
|
|
وی افزود: این گونه رفتارهای وحشیانه با حضور نیروهای اشغالگر همچنان ادامه دارد و آنها حتی به مراكز مذهبی نیز جسارت می كنند.
وی ادامه داد: نظامیان اشغالگر بدور از هرگونه رفتار انسانی، حملات خود را تداوم داده و به زن، كودك و پیر و جوان نیز رحم نمی كنند.
اشعار امام شافعی درباره اهل بیت
اشعار زیر از امام شافعی هستند که حقانیت شیعه و حضرت علی را نشان میدهند
______________________________________________________________________________________________________
یا آل بیت رسول الله حبکم
فرض من الله فی القرآن انزله
یکفیکم من عظیم الفخر انکم
من لم یصل علیکم لا صلاة له
ای خاندان رسول خدا، محبت و دوستی شما از طرف خداوند واجب شده و این فریضه ای است که در قرآن نازل فرموده است
همین افتخار بزرگ برای شما بس که هر کس بر شما صلوات نفرستد نمازش، باطل است
_____________________________________________________________________________________
آل النبی ذریعتی
وهمو الیه وسیلتی
ارجوبهم اعطی غدا
بیدی الیمین صحیفتی
آل پیامبر صلی الله علیه و آله دستگیره و چنگ آویز منند و همانان وسیله ام به سوی خدایند . امیدوارم که به عنایت و حرمت آنان فردای قیامت نامه اعمالم به دست راستم داده شود
_____________________________________________________________________________________
یا راکبا قف بالمحصب من منی
واهتف بقاعد خیفها و الناهض
«ای سواره در شنزار منی (که معروف به خیف بنی کنانه است) بایست و همه حاجیان را، چه آنکه در [مسجد] خیف منی نشسته یا به نماز ایستاده، ندا بده .»
سحرا اذا فاض الحجیج الی منی
فیضا کملتطم (13) الغرات الفائض
«به سحرگاه هنگامی که سیل مواج حاجیان از مشعر سرازیر منی می گردد و بسان فرات مواج و پرتلاطمی بر سر هم می ریزند [به آواز بلند به همگان بگو:]
ان کان رفضا حب آل محمد
فلیشهد الثقلان انی رافضی
«اگر دوستی آل محمد صلی الله علیه و آله سبب رافضی بودن است، چه باک، جن و انس شاهد باشند که بجد رافضی هستم!!!»
و اخبر هم انی من النفر الذی
لولاء اهل البیت لیس بناقض
«و جمعیت حجاج را خبر کن که قطعا من از آن گروهی هستم که نسبت به ولایت و نصرت اهل بیت علیهم السلام [ثابت قدمم و
هیچ گاه] عهد شکن نخواهم بود .»
_____________________________________________________________________________________
اذا نحن فضلنا علیا فاننا
روافض بالتفضیل عند ذوی الجهل
«هنگامی که ما علی علیه السلام را بر دیگران برتری دادیم، نزد افراد نادان، ما رافضی قلمداد می شویم .»
_____________________________________________________________________________________
اعلم ترین مردم
که من شهر علمم علییم در است/درست این سخن قول پیغمبر است(فردوسی)
المعجم الكبیر - الطبرانی - ج 11 - ص 55
حال به عالم بودن شیخین میپردازیم
در کتاب صحیح بخاری جلد یکم صفحه نود امده که:
عمر حکم کلاله را نمیدانست و همینطور با احکام تیمم اشنا نبود
و همینطور در کتاب تهذیب التهذیب صفحه 337 و کتاب هدایت المرتاب صفحه 146 تا صفحه152 و کتاب تاریخ خلفا صفحه 66 و کتاب طرق الحکمیه صفحه 41 تا 53 نوشته شده که:
فقال عمر لولا علی لهلک عمر
پس عمر گفت اگر علی نبود عمر هلاک میشد
یا ابوبکر میگوید
نباشم علی در بین مردمی که تو در بین ان نیستی
همه و همه در مورد علم حضرت علی(ع) و کم بودن علم و دانش شیخین(ابوبکر و عمر)است.
کشته شدن نسایی
داستان کشته شدن نسایی:
در سال 303 هجری قمری ابوالرحمان نسایی وارد شهر دمشق میشود و مردم از او استقبال گرمی کرده و از او میخواهند به منبر برود
وقتی که به منبر میرود مردم به او میگویند:چه احادیثی در مورد معاویه به یاد داری؟او گفت:فقط یک حدیث که روزی پیامبر به معاویه میگوید که کاری انجام دهد که معاویه مشغول خوردن غذا بوده و کار پیامبر را انجام نمیدهد و پیامبر معاویه را نفرین میکند که هیچوقت سیر نشود
مردم از او میپرسند:چه احادیثی درباره علی به یاد داری؟او میگوید:من هزاران حدیث درباره علی میدانم که الان یادم است و هزاران حدیث دیگر که در کتاب هایم نوشته ام اما الان به یاد ندارم
مردم او را از منبر به زیر میکشند و او را با شدت تمام میزنند و خصیتین او را کوفتند و و الت تناسل او را لگد مال نمودند و به همان حال کشیدند و از مسجد بیرون انداختند و در اثر انهمه ضربات سخت و لگد مال کردن او چند روز بعد وفات میکند و حسب الوصیت جنازه اش را در مکه دفن نمودند!!!
این که یعنی یکی از بزرگترین علمای اهل سنت و نویسنده یکی از شش کتاب صحیح است را مردم خصیتین(بیضه ها) ی اورا کوفتند و الت تناسلش را گرفتند و او را به بیرون از مسجد کشیدند
خوب از قدیم گفته اند که حقیقت تلخ است و یک نفر از علمای اهل سنت هم که حقیقت را گفت چنین بلایی سر او اوردند خوب حال بگویید که شیعه چه وقت چنین رفتار زشتی با عالم خود کردن و اورا شهید میکند؟
عدل صحابه1 ولید بن عقبه
در ایام امارت کوفه شبی تا صبح مجلس مجلس عیش داشت و صبح که صدای موذن برخاست در حالت مستی رفت در محراب مسجد و با مردم نماز صبح را چهار رکعت به جای اورد انگاه به مردم گفت:اگر مایل هستید برای شما بیشتر بخوانم
و بعضا میگویند که در محراب قی و استفراغ نمود که تمام مردم متاذی گردیده و شکایت به عثمان بردند
خوب این داستان یکی از صحابه پیامبر،ولید بن عقبه،بود که نماز صبح را با حالت مستی چهار رکعت خواند خوب حال میشود گفت که عدل صحابه صحیح است؟؟؟
میلاد امام حسن عسکری
میلاد امام حسن بن علی عسکری را به شما تبریک و تهنیت عرض مینماییم
چند عکس درباره میلاد امام حسن عسکری








دانلود پخش زنده حرم ائمه

برای دانلود پخش زنده حرم حضرت ائمه روی دانلود پخش زنده حرم ائمه کلیک کنید
امکانات نسخه دوم این نرم افزار :
اضافه شدن حرم های مطهر جدید
قابلیت لود سریع تر
حل مشکلات نسخه قبلی
قابل اجرا بر روی تمامی ویندوز ها
و …
منبع::www.shiaha.comلطفا به پنج سوال زیر پاسخ دهید
از همه اهل تسنن خواهشمندم به سوالات زیر پاسخ دهند
1-ایا عمر حکم کلاله و وضو ا میدانست؟
صحیح بخاری جلد 1 صفحه 90
2-عمر متجاور از هفتاد بار چه چیزی را گفت؟
تهذیب التهذیب ص 337
هدایت المرتاب ص 146 و 152
تاریخ خلفا ص 66
طرق الحکمیه ص 41 تا 53
3-پیامبر کجا را شاخ شیطان معرفی کرد؟
صحیح بخاری ج 4 ص 46
صحیح مسلم ج 8 ص 181
4-اولین مسلمان چه کسی بود؟
تاریخ طبری ج 2 ص 241
شرح نهج البلاغه ج 3 ص 256
مسند امام احمد حنبل ج 4 ص 368
5-ایه 55 سوره مائده در مورد چه کسی است؟
تفسیر کبیر ج 3 ص 431
درالمنثور ج 2 ص 293
ینابیع الموده ص 212
فصول المهمه ص 123
ریاض النضره ج 2 ص 227
ایا یا علی مدد شرک است؟
چند وقت پیش یک سنی به من گفت که یا علی مدد شرک است چون از غیر خدا کمک خواسته اید من الان جواب میدهم:
1-کمک خواستن از دیگران در تمام دوره های تاریخ بوده است و مردم همیشه از دیگران کمک خواسته اند و رامکان ندارد یک نفر بگوید من در کل زندگی به هیچ کس محتاج نیستم مثلا یک نفر اگر بیمار شد باید در خانه بنشیند و بگوید کمک خواستن از دکتر شرک است پس من همینجا بنشینم و دکتر نروم؟؟
عقل این را قبول نمیکند و میگوید که انسان به دیگران نیازمند است زیرا هیچکس نمیتواند که هم غذای خود را فراهم کند هم برای خودش لباس بدوزد هم بنایی خانه اش را بکند هم نجاری کند هم گل کاری کند هم برق برای خودش تولید کند و...
پس انسان محتاج است و باید از دیگران کمک بخواهد تا نیازهای روزمره اش برطرف شود
2-مگر در قران نیامده است که:
وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ
از شكیبایى و نماز یارى جویید و به راستى این [كار] گران است مگر بر فروتنان
سوره بقره ایه 45
خوب
در خود قران که کامل ترین کتاب است امده که از صبر و نماز یاری و مدد
جویید خوب یعنی نعوذ بالله قران دروغ میگو.ید و باید فقط از خدا توسل
جست؟؟؟
و همچنین مگر در سوره مائده ایه 35 نمیگوید که:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای کسانی که ایمان اورده اید به او توسل جویید و در راهش جهاد کنید که رستگار شویدمنظور از وسیله،ائمه اطهار است که باید از ایشان توسل و یاری جست
عمر و علی
لولا علی لهلک عمر
اگر علی نبود عمر هلاک شده بود
یک داستان:
فقیه گنجی شافعی در باب 57 کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب میگوید:
روزی عمر با حذیفه بن الیمان ملاقات میکند و میگوید:چگونه صبح کردی؟ حذیفه میگوید:
اصبحت و الله اکره الحق و احب فتنه و اشهد بمالم اره و احفظ غیر المخلوق و اصلی علی غیر وضو ولی فی الارض
ما لیس لله السما
به خدا سوگند صبح کردم در حالتی که اکراه دارم از حق و دوست میدارم فتنه را و شهادت میدهم به چیزی که ندیده
ام او را و حفظ میکنم غیر مخلوق را و نماز(یا صلوات)میخوانم بدون وضو برای من است در زمین چیزی که نیست خدا
در اسمان
عمر از از این کلمات غضبناک گردرد خواست اورا اذیت کند در همان روز بین امیرالمومنین علی رسید اثار غضب را در صورت عمر دید فرمود:از چه غضبناکی قضیه را نقل کرد حضرت فرمود که مطلب مهمی نیست همه را صحیح گفته:
مراد از حق که از او اکراه دارد مرگ است و مراد از فتنه که دوست دارد مال و اولاد است و اینکه شهادت میدهم به
چیزی که ندیده ام یعنی به وحدانیت خدا و مرگ و قیامت و بهشت و دوزخ و صراط که هیچکدام را ندیده است و اینکه حفظ میکنم غیر مخلوق را مرادش قران است که مخلوق نیست و اینکه گفته بدون وضو صلوات میفرستم یعنی صلوات بر رسول خدا که جایز است بی وضو صلوات فرستادن و گفته برای من چیزیست که نیست برای خدا در اسمان یعنی برای من زوجه است که خدای تعالی مبرا از زوجه و اولاد است
تحریف قران(دفاع از شیعه و چند سوال از اهل سنت)
اهل سنت میگویند که اقای محدث نوری در کتاب فصل الخطاب در مورد تحریف قران گقته است و گفته که در قران تحریف امده است و اهل سنت هم همین را مورد بحث کرده اند که من پاسخ میدهم.
کتاب اقای محدث نوری بلافاصله مورد رد شدن از علمای نجف شد و خود او بعد از مدتی کتابی به نام تفسیر الا الرحمان مینویسد و اعتراف میکند که تمام احادیثی که اورده اشتباه و ضعیف بوده اند.
حتی اقای محدث نوری در یکی از روزنامه های ان زمان عذر خواهی میخواهد و ان را اشتباهی بزرگ میخواند
اینجا قسمت هایی از کتب معروف اهل سنت را می اورم.
در تفسیر قرطبی جلد 14 صفحه 113و همچنین در تفسیر الدر المنثور جلد 5 صفحه 180 از عایشه علیه السلام
نقل میکنند که:
انها ای سوره الاحزاب کانت ما تی ایه فلم تبغی منها الا ثلاث و سبعین.
سوره احزاب دویست (200) ایه بوده که از ان جز 73 ایه باقی نمانده است.
و همچنین در کتاب صحیح مسلم جلد 4 صفحه 167 و جلد 5 صفحه 116 و همچنین کتاب صحیح بخاری جلد 8 صفحه 208 در مورد تحریف قران است و در ان امده که در قران تحریف شده است
شما بگویید که شیعه میگوید در قران تحریف امده یا اهل سنت؟
راستی چند ایه در مورد عایشه هم در پایین امده است
یَا نِسَاء النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا .
اى همسران پیامبر هر كس از شما مبادرت به كار زشت آشكارى كند عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خدا همواره آسان است .
سوره احزاب ایه 30
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ .
خدا براى كسانى كه كفر ورزیدهاند آن نوح و آن لوط را مثل آورده [كه] هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت كردند و كارى از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شوید .
لطفا هر سوالی در مورد تحریف در قران دارید بیان کنید
باتشکر
محمد باقر پوسایی
نظر سنجی
لذا یکی از سایت های المانی یک نظر سنجی ایجاد کرده است که نظر شما درباره رسمی شدن دین اسلام در المان چیست؟
لطفا در این نظر سنجی شرکت کنید
برای گزینه بله گزینه Ja و برای گزینه نه گزینه Nein و برای بی طرف بودن گزینه Weiß nicht. / Ist mir egal. را بزنید
از شما جهت شرکت در این نظر سنجی دعوت به عمل میاید
ادرس نظر سنجی:http//www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html
از تمام افرادی که وبلاگ یا سایت دارند دعوت میشود که این لینک را در وبلاگ یا سایتشان قرار دهند
با تشکر
محمد باقر پوسایی

مدیر وبلاگ :